خطايى ، على اكبر

273

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

ايلچى اويس خان بود غارت كرده ، داجيان و ايلچيان متوهم شده گفتند ما را سعى مىبايد كرد كه خود را زودتر به سرحد ختاى رسانيم و دره‌ها و كوههاى سخت 26 بود و اكثر اوقات باران و ژاله مىباريد . در اواخر جمادى الاخر به شهر طرفان رسيدند و درين شهر اكثر كافران 27 بودند و بت مىپرستيدند و بت‌خانهء بزرگ داشتند در غايت تكلّف و بتان بسيار در آنجا بعضى نوساخته و بعضى كهنه ، و در پيشان صفّه يك صورت بزرگ كه مىگفتند كه اين صورت ساكمونى 28 است . و در دوم رجب 29 ازين كوچ كردند و هوا در غايت گرمى بود ، پنجم رجب به قرا خواجه رسيدند . در دهم رجب جمعى ختائيان رسيدند و گفتند اسامى ايلچيان و عدد ايشان بنويسند . در نوزدهم رجب به موضعى رسيدند كه آن را صوفى اتا مىگفتند و يكى از سادات ترمذ كه او را خاندزاده تاج الدين نام بود [ 385 ب ] آنجا لنگرى ساخته و ساكن شده و [ او ] داماد امير فخر الدين حاكم مسلمانان قامل بود . و در حادى عشرين رجب به شهر قامل رسيدند و درين شهر امير فخر الدين مسجدى بزرگ ساخته بود و در مقابل بتخانه‌اى ساخته بودند بغايت بزرگ و در وى بتى بزرگ ساخته ، از چپ و راست بتان ديگر خردتر بسيار بودند و در پيش بتى بزرگ مقدار بچهء ده ساله صورتى از مس ساخته در غايت صنعت و خوبى ، و بر ديوارهاى خانه صورت‌گريهاى استادانه كرده و رنگ‌آميزيهاى خوب و بر در بتخانه صورت دو ديو كه بر يكديگر حمله كرده باشند ، و منگلى تيمور بايرى 30 جوانى بغايت صاحب جمال حاكم قامل بود 31 . در خامس عشرين رجب از آنجا كوچ كردند و بعد از آن راه اكثر چول بود 32 . هريك روز و دو روز به آب مىرسيدند . تا دوازدهم شعبان 33 به موضعى رسيدند كه از آنجا سكجو 34 كه اوّل شهر ختائيان و قراول ايشان بود ده 35 روزه راه چول بود . جمعى از ختائيان به موجب حكم پادشاه به استقبال ايلچيان آمده بودند و مرغزارى نزه بوده . هم در آن روز [ در ] مرغزار [ ى ] صفّهء عالى ساخته و سايبانهاى كرپاس زده